🛣️ ویکتور نیدرهافر؛ وقتی «متخصص متخصص‌ها» ورشکست شد

📘 مشاور مالی خود باشید

(سازوکاری ساده برای ایجاد و حفظ ثروت)

✍️ نویسندگان:

وسلی آر. گری · جک آر. ووگل · دیوید پی. فولک

🌐 ترجمه:

میرسجاد مسجدموسوی · ساجده رضائی · میثم امیری پریان

📌 «یک سفته‌باز همیشه می‌تواند در معرض یک رویداد غیرقابل‌تشخیص قرار گیرد — یک صورت‌فلکی از رویدادهای غیرقابل‌پیش‌بینی و دیده‌نشده — که منجر به فاجعه‌ای می‌شود که در ظاهر بروز آن غیرممکن بود؛ و مهم است که همیشه این نکته را در یاد داشته باشد.»

— ویکتور نیدرهافر، یادداشتی بر بحران مالی ۱۹۹۷ آسیا

🎓 از دانشگاه تا اوج وال‌استریت

ویکتور نیدرهافر سال‌ها تحصیل کرد و مطالعات گسترده‌ای انجام داد تا بتواند به‌عنوان متخصص در بازارهای مالی شناخته شود. او پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه هاروارد و دریافت دکتری مالی از دانشگاه شیکاگو، با تدریس در دانشگاه برکلی به مدت پنج سال، به صعود خود در زمینه‌های آکادمیک ادامه داد. به‌عنوان پژوهشگر دانشگاهی دربارهٔ ناهنجاری‌های بازار و چگونگی کسب سود از استراتژی‌های هوشمندانه معاملاتی پژوهش‌های متعددی انجام داد.

وقتی نیدرهافر بیشتر آموخت و مهارتش افزوده شد، احساس کرد باید از دانش آکادمیک و دانشگاهی خود برای کسب درآمد استفاده کند. او پس از بازنشستگی از دانشگاه در سال ۱۹۸۰، تصمیم به کار حرفه‌ای در بازارهای مالی گرفت؛ شرکتش — «سرمایه‌گذاری نیدرهافر» — به‌قدری موفق بود که توجه سرمایه‌گذار بزرگ جورج سوروس را جلب کرد.

🎓
هاروارد و دکتری از شیکاگو
🏛️
تدریس پنج‌ساله در برکلی
💰
سوروس ۱۰۰ میلیون دلار به او سپرد

🎛️ در اوج؛ شهرت و کتاب

نیدرهافر در دههٔ ۱۹۸۰ شروع به فعالیت همراه با جورج سوروس کرد و به او در معاملات کالایی و اوراق بهادار با درآمد ثابت مشاوره می‌داد. در نهایت سوروس ۱۰۰ میلیون دلار به شرکت او اختصاص داد و در اوایل دههٔ ۱۹۹۰، در مطبوعات شایعه شد که نیدرهافر بازده ۳۰ درصد یا بیشتر در سال کسب کرده است.

در ۱۹۹۶، برای ثبت مسیر درخشان شغل معاملاتی خود، کتاب «آموزش‌هایی از یک سفته‌باز» را منتشر کرد و در آن رویکرد خود به معاملات و کسب درآمد در بازارها را مشخص کرد. وقتی کتابش به قفسه‌های فروش رسید، نیدرهافر یکی از مشهورترین مدیران صندوق پوششی در ایالات متحده بود، در قلهٔ حرفه‌ای قرار داشت و به‌عنوان یکی از کارشناسان برجستهٔ سرمایه‌گذاری جهانی شناخته می‌شد؛ او نه فقط یک متخصص، بلکه متخصص متخصص‌ها بود.

🛣️ جاده‌صاف‌کن؛ استراتژی در حال نابودی

در ۱۹۹۷، نیدرهافر پس از ضرر و زیان ناشی از نرخ ارز تایلند، تصمیم به انتخاب یک استراتژی پرریسک برای جبران زیان گرفت: فروش اختیار فروشِ شاخص S&P ۵۰۰ با قیمت اعمال پایین‌تر از قیمت بازار (اختیار معامله در زیان).

🍔 فروش اختیار فروش در زیان، مانند گذاشتن سکهٔ پنی در مقابل ماشین جاده‌صاف‌کن است؛ شما بابت قرارداد پول کمی دریافت می‌کنید (پنی)، اما می‌پذیرید که سهم را با قیمتِ آینده بخرید (جاده‌صاف‌کن). این معادله تا وقتی که چرخ ماشین جاده‌صاف‌کن حرکت نکند کار می‌کند؛ اما رانندهٔ جاده‌صاف‌کن در نهایت پای خود را روی پدال گاز می‌گذارد (افتِ قیمت سهام) و شما خود را زیر فشار آن چرخ‌ها حس می‌کنید.

چون قیمت بازار نزدیک یا پایین‌تر از قیمت اعمال قرار گیرد، این وضعیت می‌تواند کاملاً خطرناک شود. اگر قرار باشد سهمی را ۱۰ دلار بخرید اما قیمت بازار آن ۵ دلار باشد، می‌توانید از صفِ طلبکاران خود مطمئن باشید؛ و اگر نتوانید به وعدهٔ قرارداد عمل کنید، باید دربارهٔ ماشین جاده‌صاف‌کن نگران باشید.

🔥 انفجار؛ وقتی S&P سقوط کرد

در اواخر اکتبر، اختیار فروش‌های در زیانِ ماه نوامبر با قیمت ۰/۶۰ دلار معامله می‌شد، اما بحران مالی آسیا رو به گسترش بود و بازارهای ایالات متحده را تخریب می‌کرد. ارزش اختیار فروش‌های نیدرهافر چهار برابر شد و به ۲/۴۰ دلار رسید، هرچند هنوز هم بیش از ۱۵ درصد اختیارها در زیان بودند. نیدرهافر مطمئن بود در مسیر رقابت باقی مانده و موقعیت‌هایش را دست‌نخورده نگه‌داشت.

📉
در هفته بعد، S&P به میزان ۷ درصد سقوط کرد
💥
موقعیت فروش ۲۵ برابر برخلاف پیش‌بینی تغییر کرد

نوسانِ ضمنی اختیار فروش‌ها سرعت فزاینده‌ای گرفت؛ هم نزدیک‌شدن به سوددهی و هم رشد نوسانِ ضمنی، هر یک به‌طور هم‌زمان باعث افزایش بیشتر قیمت اختیار فروش‌ها می‌شد. اما نیدرهافر این اختیارها را فروخته بود، بنابراین این برایش خبر بدی محسوب می‌شد. در یک هفته، موقعیت فروش او ۲۵ برابر یا بیشتر خلاف پیش‌بینی تغییر کرد؛ مدت کوتاهی بعد، برایش اخطار افزایش وجه تضمینی صادر شد که توانایی تأمینش را نداشت و حساب صندوقش ورشکسته شد. در همان لحظه باید با ماشین جاده‌صاف‌کن روبه‌رو می‌شد.

🧠 چرا «متخصص متخصص‌ها» ورشکست شد؟

چگونه ویکتور نیدرهافر — فرد دانشگاهی برجسته، متخصص مالی معتبر، شیری در وال‌استریت و یکی از محبوبان مطبوعات — می‌تواند صندوقش را با دنبال‌کردن استراتژی اختیار معاملهٔ پرنوسان به ورشکستگی برساند، در حالی که حتی افراد عادی فعال در صنعت در برابر همین استراتژی‌های پرخطر احتیاط می‌کنند؟ و چه نتیجه‌ای می‌توان دربارهٔ تخصص او گرفت؟

برخی استدلال می‌کنند که وقتی نیدرهافر زیان بزرگ معاملات ارز تایلندی را تجربه کرد، انگیزه‌ها و دیدگاهش تغییر کرد و استراتژی پرنوسان در آن شرایط «منطقی» به نظر رسید. شاید نیدرهافر بندهٔ عواطف خود شد و دیگر نمی‌توانست متخصص باشد؛ شاید فقط به توانایی ذاتی‌اش باور داشت؛ شاید می‌خواست ریسک بیشتری بپذیرد. ما هرگز نخواهیم دانست.

🎯 پیام اصلی این بخش

هرچقدر هم که متخصص باشیم، اگر پس از یک زیان بخواهیم با استراتژی‌های پرنوسان و پرخطر و تکیه بر غرور و عواطف زیان را جبران کنیم، احتمال دارد با یک اشتباه، سال‌ها دانش و اعتبار را از بین ببریم. در بازارهایی که رویدادهای دیده‌نشده کمین‌کرده‌اند، فروتنی، مدیریت ریسک و باور به اینکه ماشین جاده‌صاف‌کن می‌تواند هر لحظه روشن شود، مهم‌ترین درس سرمایه‌گذاری است.

📖 برگرفته از کتاب «مشاور مالی خود باشید»